74
اكسير زندگي است شعر
تابندگي است شعر
با شعر مي
توان
از غم گسست و رست
به اندوه دل نبست
با شعر مي
توان
عشقي دوگانه داشت
در دل اميد
كاشت
در سر نواي هزاران ترانه
داشت
با شعر مي توان
سرسبز بود
آواز كرد
ز بيهودگي
گذشت
پرواز كرد
با شعر مي توان
در فصل سرد
بود
سرشار درد بود
اما بهار را
گرمي خورشيد را
شناخت
دل را قوي نمود
به افسردگي
نباخت
با شعر مي
توان
معشوق را نديد
از ياد او برفت
از عشق او
بريد
با شعر مي توان
عمر دوباره كرد
پژمردگي
گذاشت
در فصل برف و سوز
شب را
غرق ستاره كرد
با شعر مي
توان
خوشبخت بود و شاد
از هر چه نفرت است
دل
را تهي
نمود
آن را به عشق داد
پیمان آزاد
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۶/۱۱ ساعت 10:11 توسط فاطمه