272

گریه
آخرین چیزی ست که باقی می ماند
و بغض
یکی مانده به آخری ست
و امید
پیش از بغض
می ترکد

من این مرحله ها را
مثل مسیر خانه تا دانشگاه
مثل مسیر حول حالنا تا یلدا
کوچه به کوچه از برم
این کوچه ها
هر شب
پر از بادکنک هایی ست
که یکی یکی می ترکند
اول امید
بعد بغض
و گریه آخرین چیزی ست که...


مهدیه لطیفی

271

از دورها

دورها می‌آیی

و فقط

یک چیز

یک چیز کوچک

در زندگی من جابه جا می‌شود

این که دیگر بدون تو

در هیچ کجا نیستم! .

 

آنتوان دوسنت اگزوپری

ترجمه : چيستا يثربی