آن روز که آشنا آمدی
دلت را میان شعرهایم
گم کردی
امروز که غریبه ام
زبان واژه هایم
ترجمانی برایت ندارد
حتی از کنارشان نمی گذری
لااقل بیا
دلت را از میان شعرهایم بردار
غریبه که امانت دار خوبی نمی شود
مگر نه ؟
لیلا هژیر
آن روز که آشنا آمدی
دلت را میان شعرهایم
گم کردی
امروز که غریبه ام
زبان واژه هایم
ترجمانی برایت ندارد
حتی از کنارشان نمی گذری
لااقل بیا
دلت را از میان شعرهایم بردار
غریبه که امانت دار خوبی نمی شود
مگر نه ؟
لیلا هژیر
جلوی کدام مغازه پا بکوبم.... تا برایم آرامش بخرند.
پیمان آزاد
می کوشم غــــم هایم را غـــرق کنم اما بی شرف ها یاد گرفته اند شــنا کنند ...
حسین پناهی
ای کبوتر
چاهی
به
کدامین راهی
راه
، مسدود است و تو در
اشتباهی
آب
در چاه حیات خشکیده است
صیاد
تازه نفس با قفس
از
راه رسیده است
از
نو
پرواز
کن
آسمانی
دیگر
و
اقیانوسی
بجوی
پروانه فتاحی
تـنهـــــــا چیزی که خرجـــــــی ندارد جـــــــاری شدن در ذهـــــــن دیـــــــگران است....
پس آنگونه جاری شـــــــوید که خنـــــــده بر لبانشـــــــان نـــــــقش بـــــــبندد ...
نه نـــــــفرت در دلشـــــــان....!