319

ما زن ها

چرخ و فلکی از چرا ها سواریم

چرا رفت؟

چرا آمد اصلا؟

چرا؟

چرا؟

چرا نخندید!؟

...

 

یکی بیاید تکانمان بدهد

بگوید پیاده شوید

"نبودن"

مهم تر از "چرا نبودن" است!

 

مهدیه لطیفی

318

و همه ی ما می آییم,

زندگی می کنیم,

و گاهی از دور, دستی برای هم تکان میدهیم

و می میریم.

تمام زندگی همین است!

 

علی صالحی

317

تقصیر تو نیست

هرچه هست زیر سر پاییز است

که به نسیمی عقل را می رباید

تا دل

بی اگر و امایی

تنگ توشود.

 

آ. کلوناریس، شاعر یونانی

ترجمه‌: احمد پوری

316

از هر طرف که سر بجنبانی

آوازهای نیمه تمام کسی است

که دنیا را

بیراهه آمده است

تنها

قرچ قروچ صدای درد می آید

از شکسته شکسته ی این دل

جهان

افتادن از خواب هایی هول آور است

و زندگی

زلزله ای که گاه گاهی می آید

اما نمی رود

 

 

یاسین نمکچیان

315

تنهایی

انتظار

پیاده رو

هرچه دارم طول دارند

دیگر عرضی ندارم !!!!!

 

همایون حسینیان

314

در شمال ابریشم آبی مرسوم است

و در جنوب، کتان زرد!

ما ساکنان ِ این خرس گسترده،

همه سرما خورده ی یک زمستانیم!

 

حسین پناهی