73
نگاهت پرنده معصومي است
در جستجوي دانه
و قلبت در آرزوي
آشيانه اي پر مي كشد
افق پرده ايست دود آگند
و جهان ظلمتي
است
كه تو را در
حسرت فرداها مي گذارد
نمي گويم از رفتن
بازمان
نمي خواهم سكوني را به تو بياموزم
كه خود از ياد برده
ام
زندگي آموختني نيست
زندگي تصوير پرنده ايست
كه در هواي مه
آلود پرواز مي كند
و در آرزوي نوشيدن جرعه ايست
كه طبيعت
پس
از قرنها از او
دريغ كرده است...
پیمان آزاد
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۶/۱۱ ساعت 10:9 توسط فاطمه