50
در سكوت و خلوت سحر
پنجره اي به روي پرنده باز مي شود
و افق
از بدايت تا نهايت
پرنده را به پرواز مي خواند
آسمان و درخت بر
او آغوش مي گشايند
و باد
در گوشش
عاشقانه آهنگ رهايي زمزمه مي
كند
پرنده در حسرت پرواز
و پرواز در حسرت پرنده
اي
كاش
پرنده در زندان عادت
زبان طبيعت را از ياد نبرده باشد
پیمان آزاد
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۵/۱۰ ساعت 20:37 توسط فاطمه