47
به خوابُ به رؤیاهایم دوستَت میدارَم !
در بیداریُ این کابوسِ بیامان !
در لحظههای نه مَنی
و در ساحلِ اقیانوسِ گستردهی اشکهای خویش
به هنگامِ تماشای کبوتری
که از آسمانِ بیکلاغِ آرزوهایم عبور میکنَد
تا آشیانهی منّورِ خورشید !
در بیداریُ این کابوسِ بیامان !
در لحظههای نه مَنی
و در ساحلِ اقیانوسِ گستردهی اشکهای خویش
به هنگامِ تماشای کبوتری
که از آسمانِ بیکلاغِ آرزوهایم عبور میکنَد
تا آشیانهی منّورِ خورشید !
یغما گلرویی
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۵/۱۰ ساعت 20:30 توسط فاطمه
|