آرزوهای من
کوچک و سرد و غریب
آرزوهای من ساده و بی پروا
آرزوهایم را
به شب و بوی بهار
میسپارم
شاید
برسد پیش نگاه تر تو
آرزوهایم را
به گلی می بخشم،
که تو را میبوید.آرزوهایم را به تو میگویم لیک، در خوابی تو.میروی و نمیدانی تو، آرزو داشتم اینجا باشی،
همۀ عمر کنار من تنهای غریب.

 

سوزان یگانه