44
آرزوهای
من
کوچک و سرد و غریب
آرزوهای من ساده و بی پروا
آرزوهایم را
به شب و بوی بهار
میسپارم
شاید
برسد پیش نگاه تر
تو
آرزوهایم را
به گلی می
بخشم،
که تو را میبوید.آرزوهایم
را به تو میگویم
لیک،
در خوابی تو.میروی و نمیدانی تو، آرزو داشتم اینجا
باشی،
همۀ عمر کنار من تنهای غریب.
سوزان یگانه
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۵/۰۶ ساعت 17:8 توسط فاطمه
|