41
تو
را، من خوب
میدانم.تو را،
من مثل
ماهی،
از طلوعت تا غروب
شب،
صدا کردم.تورا،
من خوب می فهمم،
مثل یک سنجاقک بی
تاب و نا آرام.پی پژواک هر نیلوفری،
تا شکل
پروازت،
پراز اندیشه های خیس باشد،
یا پر از لحن
غریب برکه در پاییز.تو را،
من یاد
دارم،
مثل روز
اول هر مهر ماهی
و
سراب گرم هر خرداد.تو
را، میدانم
اما،
باز
میخواهم،
تماشایت کنم در
خواب.فقط یک
بار دیگر هم به خوابم آی...
سوزان یگانه
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۵/۰۶ ساعت 17:4 توسط فاطمه