روز

حلقه آتشینی به من داد

شب

شمد پاره روشنی از گل‌ها،

روز

پیراهن دست‌دوزی

از جرقه خورشیدها به من داد

شب، شب‌پره‌ها

بر چرخ سفیدشان

تا سپیده مرا

بر کرانه آسمان چرخاندند

هنگامی که سوال کرده بودم:

«به چه کار من می‌آیید

روز و شب

به چه کار من می‌آیید »

 

شمس لنگرودی