آواز پــدرم
نیــم ســاعــت پیــش،
خــدا را دیــدم!
قــوز کــرده بــا پــالتــوی مشکــی بلنــدش،
ســرفــه کنــان در حیــاط
از کنــار دو ســرو سیــاه گــذشــت
و رو بــه ایــوانــی کــه مــن ایستــاده بــودم،
آمــد!
آواز کــه خــوانــد تــازه فهمیــدم،
پــدرم را بــا او اشتبــاهــی گــرفتــه ام . . .
حسین پناهی
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۳/۲۳ ساعت 22:5 توسط فاطمه