این برگهای سپید ،

که بیگناه،

در نبرد عشق و نفرت ما،

سیاه میشوند،

یک روز،

انتقام اینهمه تباهی را،

ز قلب تو میگیرند.

آن روز،

در دست هر کودک شهر،

موشکیست در حال سقوط،

که نام تو را ،

همراه میبرند.