تو در پس روزهاي ابري نهفته اي
 و من بي قرار بارشم
 اي ابرها در امتداد انتظارم با يكدگر بر خورد كنيد
تو در پشت برهنگي اندام بيد نشسته اي
 و من بي تاب
تنپوشي از سبزينه ها هستم
اي بيدها عرياني تان را با شكوفه هاي استقامت من بپوشانيد
 تو دركنار كودكي غنچه آرميده اي
 و من كهولت شاخه ها بسر مي برم
 اي لحظه هاي ناب ، غنچه هاي گمگشته را
 در شاخسار خميده ام پيدا كنيد

 

ساناز کریمی