136
ايستادم
نه اينکه قدرت پاهای م را احساس کن ی
بلکه خواست م
رنج شیرین دوباره شکستن م را ببين ی
لب گشودم
نه اينکه ترانه ای بسازم
بلکه خواست م رقص واژگان تعلق را
از زبانم به تماشا بنشين ی
چشم بست م
نه اينکه خسته بود پلک های م
بلکه خواست م
به تصوير خيال م
تو رنگ حقيقت ببخش ی
نه اينکه قدرت پاهای م را احساس کن ی
بلکه خواست م
رنج شیرین دوباره شکستن م را ببين ی
لب گشودم
نه اينکه ترانه ای بسازم
بلکه خواست م رقص واژگان تعلق را
از زبانم به تماشا بنشين ی
چشم بست م
نه اينکه خسته بود پلک های م
بلکه خواست م
به تصوير خيال م
تو رنگ حقيقت ببخش ی
محمد صفا
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۹/۱۶ ساعت 21:28 توسط فاطمه