ايستادم
نه اينکه قدرت پاهای م را احساس کن ی
بلکه خواست م
رنج شیرین دوباره شکستن م را ببين ی
لب گشودم
نه اينکه ترانه ای بسازم
بلکه خواست م رقص واژگان تعلق را
از زبانم به تماشا بنشين ی
چشم بست م
نه اينکه خسته بود پلک های م
بلکه خواست م
به تصوير خيال م
تو رنگ حقيقت ببخش ی

 

محمد صفا