101
مراد ازگفتن نامت تسلای خاطربود و بس
ورنه خود دانم که این لاف عقل است
حرف ِ پیوند ، خیالی باطل است.
من کجا باشم ، تو کجا؟!
تو نباشی در خور رنگِ سیاه!
من همه رنگِ تباهی ــ تو فرشته!
تو خودت صبح سپیدی!تو خودت عشق
تو خودت مهر ِ فزونی!
من گاه با خود می گویم
که چرا بین من و تو اینهمه فاصله است
اینهمه دوری راه...
اینهمه سختی هجر
که جدائیم چرا؟!
ع.م.آزاد
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۷/۰۵ ساعت 22:15 توسط فاطمه
|