من از شوق لبخند تو، لبخند زنان
چه سرودها که نخواندم چه فخرها که به نرگس نفروختم!آه ، افسوس ــ
که آن دل شادان سخت بپژمرد!


من متولد پاییزم فصل ِ دلسردی عشق
فصل ِ افتادن ِ برگ
فصل ِ تولد ِ رنگ!
در همان یک قدمی ها
من یخ زده بودم
دلِ من به گرمای دلت خوش بود و نمی دانست
که دلت سنگ است و خالی از هر عاطفه ای!و تـــو هم، متولد پاییز
تو هم ســرد!تو هم بــاد

 

ع.م.آزاد