سبز تر از سبزه ی رويای من
پنجره بگشا به تماشای من
ملتهب زخم نگاه تو‌أم
بسته ترین غنچه ی آه توأم
تا به تمنای تو دل بسته ام
خسته به چشمان تو پیوسته ام
آی که از آب گواراتری
آمده ام تا عطشم را بری
حرف بزن ابر مرا باز کن
دوره ی تابیدنم آغاز کن
آمده ام تا تو شروعم کنی
من که غروبم ،‌تو طلوعم کنی.

آیدا حیاتی